مکالمه در مقابل آموزش خصوصی: کدام بهتر است
- معلمان ساختار را تدریس میکنند؛ همتایان روندی را توسعه میدهند
- مکالمه با همتایان ۷۰٪ ارزانتر است و برای صحبت طبیعی به همان اندازه موثر است
- شما به تصحیحهای تفصیلی نیاز ندارید؛ به مکالمه واقعی نیاز دارید
- بهترین یادگیری هر دو را استفاده میکند: آموزش برای ساختار، مکالمه برای تمرین
شما در حال بررسی صرف ۳۰ پوند برای یک درس خصوصی هستید. یا میتوانید برای رایگان در LLH Speak یک همتای مکالمه پیدا کنید. تفاوت چیست؟ کدام بهتر است؟ پاسخ پیچیدهتر از آنچه فکر میکنید است.
معلمان چه کار خوبی انجام میدهند
معلم یک کار دارد: شما را آموزش دهد. هر لحظه از درس برای انتقال دانش بهینه است. آنها مواد را آماده میکنند، اشتباهات شما را توجه میدهند، تلفظ شما را تصحیح میکنند، دستور را توضیح میدهند.
اگر در مورد تصریف چیزی نمیدانید، به معلم نیاز دارید. اگر نمیدانید چگونه یک جملهٔ بسازید، به معلم نیاز دارید. اگر میخواهید دستور را به سرعت روشن کنید، معلم بیشترین راه را دارد.
معلمان به خصوص برای موارد زیر خوب هستند:
- بنیاد زمانی که از صفر شروع میکنید
- برای امتحانات خاص آماده شدن
- تصحیح خطاهای مستمر
- توضیح ساختارهایی که یک همتا نمیتواند خوب توضیح دهد
همتایان چه کار خوبی انجام میدهند
یک همتا یک کار انجام میدهد: با شما صحبت میکند. هیچ درس آمادهشدهای نیست. هیچ تصحیحی نیست. فقط مکالمه که ما هر دو ناموفق میشویم، بهتر میشویم، تلاش میکنیم.
این غیر کارآمد به نظر میرسد. معلوم میشود این دقیقاً آنچه مغز شما برای روندی واقعی نیاز دارد است.
هنگام صحبت با یک همتا:
- شما در زمان واقعی تمرین میکنید. هیچ مکثی نیست. شما باید به سرعت فکر کنید، به سرعت صحبت کنید، در زمان واقعی از اشتباهات بازیابی کنید. این روندی است.
- شما فشار اجتماعی را احساس میکنید. یک نفر واقعی در آن طرف است. یک ربات نیست. این انگیزه واقعی است، نه یک برنامهای که شما را به انجام درس سوق میدهد.
- شما الگوهای طبیعی میسازید. همتای شما مانند فرد واقعی صحبت میکند، نه کتاب درسی. شما میشنوید که کلمات چگونه با هم جریان دارند، مکث طبیعی کجا صدا میکند، چه عباراتی که سخنران بومی واقعاً استفاده میکند.
- شما اعتماد میسازید. پس از سه مکالمه ناخوشایند و یکی که واقعاً خوب جریان دارد، شما فکر میکنید: "من میتوانم این را انجام دهم." این تغییر ذهنیت بسیار بزرگ است.
معلمان هر اشتباه را تصحیح میکنند. همتایان به ندرت این کار را انجام میدهند. کدام بهتر است؟ شما در ابتدا به تصحیح ساختار نیاز دارید. بعد از آن؟ تحقیقات علوم اعصاب نشان میدهد که اشتباهات کوچک در زمینه واقعی در واقع بهتر از تصحیحات مکرر هستند. اگر سه بار همان اشتباه را انجام دهید و بار سوم آن را درست انجام دهید، مغز شما بهتر یادگیری میکند.
هزینه در مقابل منفعت
فرض کنید شما ۱۰۰ پوند برای یادگیری زبان در ماه دارید.
گزینه الف (آموزش): سه درس معلم به ۳۰ پوند، ۹۰ دقیقه یادگیری ساختاری.
گزینه ب (مکالمه): رایگان. ۵ جلسه ۳۰ دقیقهای با همتایان مختلف، ۱۵۰ دقیقه مکالمهٔ واقعی.
با پولی که صرفهجویی کنید، میتوانید به طرح حرفهای در Speak برای دسترسی نامحدود ارتقا دهید، یک دفتر یادگیری داشته باشید، یا یک کتاب به زبان مورد یادگیری خریداری کنید. یا فقط پسانداز کنید.
"من ۵۰۰ پوند برای آموزش خصوصی در سال اول خرج کردم. سپس به فقط مکالمه با همتایان رفتم و در ۳ ماه بیشتر پیشرفت دیدم تا ۱۲ ماه قبل. معلمان جای خود را دارند، اما روندی جایی است که واقعاً اتفاق میافتد." - جیمی، یادگیری آلمانی
بهترین استراتژی هر دو را استفاده میکند
اینجاست که واقعاً کار میکند: آموزش برای بنیاد، مکالمه برای روندی.
ماه ۱-۳: یک معلم ۱-۲ بار در هفته برای ساخت ساختار. مکالمه با همتایان یک بار در هفته برای تمرین.
ماه ۴+: مکالمهٔ همتا ۲-۳ بار در هفته. آموزش تنها گاه گاهی اگر گیر افتادهاید.
معلمان داربست هستند. همتایان تمرین واقعی هستند. شما هر دو را نیاز دارید، اما نه به طور همزمان.
سؤال واقعی
این سؤال نیست "آموزش یا مکالمه؟" این است "آیا من ۳۰ پوند برای یک درس خرج کنم یا آن زمان را برای مکالمه واقعی با هزینهٔ صفر و ۱۰ برابر تمرین خرج کنم؟"
اگر پول نامحدود و زمان نامحدود دارید، هر دو. اگر باید انتخاب کنید، مکالمه را انتخاب کنید. روندی از تمرین واقعی با مردم واقعی میآید، نه از درسهای خوب طراحیشده.
برای مکالمه واقعی آماده هستید؟
با مکالمه و همتایان شروع کنید. رایگان است. اگر شما به کمک ساختار خاص نیاز دارید، سپس آموزش اضافه کنید.
حالا همتا پیدا کنید